السيد هاشم الناجي الموسوي الجزائري ( مترجم : مؤلف )

225

پدران و مادران رحمت شده و پدران و مادران نفرين شده ( فارسى )

سپس اميرالمؤمنين عليه السلام رو به آن زن نمود و به او فرمود : اينك كه تو ادّعا مىكنى دوشيزه هستى و اين نوجوان را به فرزندى خود قبول نمىكنى . و نسبت او را به خود نمىپذيرى . آيا اجازه مىدهى كه تو را به عقد اين نوجوان دربياورم . آن زن در جواب گفت : مگر در شريعت اسلام چنين امرى امكان‌پذير است . اين نوجوان فرزند من است . و چنين چيزى ممكن نيست . من براى آنكه فرزندم را از ميراث پدرش محروم سازم چنين امرى را ادّعا كرده . و او را از خود رانده و نسبت او به خود را انكار كردم . در اين هنگام حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام به او فرمود : از اين خطاى خود توبه نما و به درگاه الهى استغفار كن . سپس اميرالمؤمنين عليه السلام بين آن مادر و فرزند صلح و سازش برقرار نمود . و بدين ترتيب آن فرزند به سهم الارث خود رسيد .

--> ( 1 ) - ما بين القوسين لم يذكر في البحار . ( 2 ) - في الفضائل : و لا